ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
58
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
استفاده شاه واقع شود از اين امر مستثنى نيست . قانون كليميان از اين نظر خيلى معقولتر است كه طبق آن بايد در اردوگاهها آبريزگاه را در نقاطى دور تر تعبيه كرد و مدفوع را با خاك پوشاند ؛ زرتشت نيز دستورالعملى حكيمانه دارد كه به پيروى از آن بايد پاكيزگى آب را در هر كجا كه هست حفظ كرد . حياط منزل به باغچهها و كرتهاى متعدد تقسيم شده است كه در آن گل رشتى ، ياسمن ، بداغ و ساير بوتهها ، درختان و گلها را مىكارند . براى ايجاد سايه اينجا و آنجا گذرگاهها را با آلاچيق مىپوشانند . آب كه هم براى غسل و وضو و هم براى خنك كردن و پاشيدن نمىتوان از آن چشم پوشيد در هر خانهء كوچك ايرانى وجود دارد . آبگير بزرگى ( حوض ) كه با مجراى آب ارتباط دارد وسط حياط را اشغال كرده است . اين حوض يا چهارگوش به عمق شش تا هفت پاست و يا كثير السطوح كه در آن صورت حتى المقدور كمعمق و وسيع ساخته مىشود تا سطح آب و ميزان تبخير آن را افزايش دهند . حوض را با آجر مىسازند و با مادهاى كه آب در آن نفوذ نمىكند مىپوشانند . براى ساختن اين مادهء اخير الذكر آهك تازه را به قسمت مساوى با خاكستر حمام كه داراى خاك سيليس است و از سوختن پهن بدست مىآيد مخلوط مىكنند آنگاه اين ماده را با پتكى دو تا سه روز مىكوبند تا يكنواخت شود . اين ماده در برابر رطوبت مداوم در كمال خوبى مقاومت مىكند ولى در خشكى مىتركد و در برخورد با سرما شكاف برمىدارد و به همين دليل حوض را در زمستان مىپوشانند و با پهن يا تپاله محافظت مىكنند . در اثر نقصى كه در ساخت مجارى آب است آب خيلى زود فاسد مىشود و با بقاياى گياهى و حيوانى درهم مىآميزد و در نتيجه منبع تب نوبه و اسهال خونى مىشود كه در بعضى از خانهها جنبهء بومى پيدا كرده است . بخصوص از اين نظر رسم تخت زدن روى حوض و خوابيدن زن و شوهر روى آن دورهء مرض را طولانى مىكند . گاه در خانهها آبانبارى هم وجود دارد كه يا با آب باران يا از آب جارى پر مىشود . آب ، كموبيش در آن پاكيزه مىماند و اين بستگى به وضع ساختمان ، سايهگيرى و نظافت آن دارد . از در جنب تالار يا اتاقى ديگر از دو طرف به صورتى قرينه پلههائى تنگ با شيب تند به دو اتاق در طبقهء اول « 15 » منتهى مىشود كه به آنها بالاخانه مىگويند و اين اتاقها معمولا به اقامت در فصل بهار تخصيص دارد . پشتبامها همانطور كه قبلا گفتيم مسطحند و از يك لايه گل كه با كاه مخلوط است « 16 » پوشيده شده كه آن را بعد كوبيده و بامغلتان زدهاند .
--> ( 15 ) . به آنچه ما طبقهء دوم مىگوئيم اروپائيها اغلب طبقهء اول اطلاق مىكنند زيرا طبقهء همكف را به حساب نمىآورند . - م . ( 16 ) . به اين ملاط كاهگل مىگويند ؛ وقتى كه به آن آب بزنند بوى مطبوع كاهگل از آن برمىخيزد كه مشهور است . بوى كاهگل براى ايرانيها به نحوى خاص اثر به هوش آورنده دارد و به همين دليل كاهگل را آب مىزنند و جلو بينى كسى كه از حال رفته باشد نگه مىدارند .